
برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
پیغام مدیر :
با تشکر
نیما جوان
برای تبادل
لوگو ابتدا لوگوی ما را قرار دهید،سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهید تا ماهم
همین کار را بکنیم.

اطلاعیه های سایت :
به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم
در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
I am thankful for the husband who snores all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me
____________
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street
____________
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.
____________
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat
____________
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard
____________
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home
____________
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation
____________
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear
____________
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear
____________
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive
____________
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time
____________
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them
روز زن بهانه ای است برای تشکر از شما و من خیلی دوستتون دارم
و حاضرم همه دنیامو دو دستی تقدیمتون کنم . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدگی نجات دهد !
روز زن مبارک !
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
همسرم عزیزم ، روز زن فرصتی برای ابراز عشق من به توست
و من با همه توانم صمیمانه تو را میبوسم و دوستت میدارم . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
مژده به آقایان : پژو ۴۰۵ بدون ایر بگ - بدون کمربندایمنی – آماده آتش سوزی بدون دلیل
دوگانه سوز و آماده انفجار- بهترین هدیه برای همسر دلبندتان در روز زن !!!
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
دوست دارم همیشه همرنگ صداقت باشی .
روزت مبارک همسر عزیزم . تنها تکیه گاه منی دوستت دارم . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
همسرم روزت را تبریک گفته و هزاران هزار شاخه ی روز صورتی را به همراه تمام عشق که
موجودیم است تقدیمت می کنم قربونت برم بدون که همیشه دوست داشتم دارم و
خواهم داشت . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
همسر عزیزم زن زندگی من بدان همیشه و در هر شرایط دوستت دارم. عاشقانت همه
نامی و نشانی دارند آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم.روزت مبارک عزیزم . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
همسرم، معنای عشق و دوستی را در تمنای وجود تو یافتم.
مادرم، با تو زیستن، بهشتِ زندگی من است . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
در زاد روز این پسر و مادر
شمس و قمر قرینه ی یکدیگر
مادر، بزرگ بانوی دین، زهراست
فرزند او، خمینی روح الله است
مادر، چراغ روشن ایمان است
فرزند، روشنایی ایران است
از مهر مادر و خط این فرزند
یا رب به ما جدائی از آن مپسند
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
بیستم ماه جمادی
این ندا دادی منادی
آمده هنگام شادی
فاطمه از مام زادی
و مادر تمام شیعیان بر شما و تمام ایرانیان مبارک باد.
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
شد جهان پرشور و غوغا
صفحه ی گیتی مصفا
بیت احمد طور سینا
پانهد زهرا-س به دنیا
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی
تو زهرایی , تو زهرایی . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
سرای احمد امشب رشک طور است / زمین و آسمان غرق سرور است
نهد پا در جهان دخت محمد-ص / به راهش از جهان گلریز حور است . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
میلاد دختر نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما مبارک باد . . .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته
مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . .
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم …. مادر عزیزم روزت مبارک
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. روزت مبارک مادر خوبم !
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم .
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
ای مادر عزیز که جانم فدای تو قربان مهربانی و لطف و صفای تو تولد مظهر خلقت مبارک باد !
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
*;%’*
*%;;%’*
*;%*;%’*.
*;*;%;*%*,
)i(
( )
مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات !
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
دو موجود هستی گرامی تر است
یکی میهن و دیگرش مادر است
ستایش کنم زن که او مادر است
که مادر سزاوار زیب و زر است
تو ای مادر من نوای میهن من
کنم خواب در اغوشت ای سرور من
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
مادر:
کاشکی می شد بهت بگم؛
چقدر صدات و دوست دارم
لالایی هات و دوست دارم؛
بغض صدات و دوست دارم
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
مادر عزیزم به خاطر تمام مهربانیهایی که در حق من کردی و به من بال و پر دادی و مرا بالنده کردی و با سوختن خود عشق و شور در وجودم روشن کردی با همه وجودم و با تک تک سلولهایم دوستت دارم
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست !
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است. زیباترین خطاب “مادر جان” است. “مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر - رهی معیری
–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–_–
می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟
روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه اما روز پدر جوراب فروشی ها !
می دونی شباهشتون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا می ره !!!
پدرم هميشه ميگويد " اين خارجيها که الکي خارجي نشدهاند، خيلي کارشان درست بوده که
توي خارج راهشان دادهاند" البته من هم ميخواهم درسم را بخوانم؛ پيشرفت کنم؛ سيکلم
را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي
چيزها راجب به خارج ميدانم.
تازه دايي دختر عمهي پسر همسايهمان در آمريکا زندگي ميکند. براي همين هم پسر همسايهمان آمريکا را مثل کف دستش ميشناسد.
او ميگويد "در خارج آدمهاي قوي کشور را اداره ميکنند"
مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است.
ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم...
البته آن قسمتهاي بيتربيتي فيلم را نديديم
اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي
گذارند مدير بشود.
خارجيها خيلي پر زور هستند و همهشان بادي ميل دينگ کار ميکنند. همين برجهايي که
دارند نشان ميدهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداريم. اگر هم داشته باشيم؛فقط برنامههاي علمي آن را نگاه ميکنيم.
تازه من کانالهاي ناجورش را قلف کردهام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند. اين آمريکاييها بر خلاف ما آدمهاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل ميکنند و بوس ميکنند.. اما در فيلمهاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مينشينند که به فکر بنده همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اينجا اصلن استعداد ما کفش نميشود و نخبههاي علمي کشور مجبور ميشوند فرار
مغزها کنند. اما در خارج کفش ميشوند. مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان
ميدهد که از يک خانوادهي کارگري بوده اما تا ميفهمند که نخبه است به او خيلي بودجه
ميدهند و او هم برق را اختراع ميکند.
پسر همسايهمان ميگويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور
بوديم شبها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.
من شنيدهام در خارج دموکراسي است. ولي ما نداريم. اگر اينجا هم دموکراسي ميشد چقدر
خوب ميشد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور ميشد و "مهناز افشار " هم معاون اولش ميشد.
شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت ميکرديم تا وزير بشوند. خيلي خوب ميشد.
ولي سد افصوث و دريق که نميشود.
از نظر فرهنگي ما ايرانيها خيلي بيجمبه هستيم. ما خيلي تمبل و تنپرور هستيم و حتي
هفتهاي يک روز را هم کلاً تعطيل کردهايم.
شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايهمان شنيدم که در خارج جمعهها تعطيل
نيست. وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهاي پسر همسايهمان از بي بي سي هم مهمتر است.
ما ايرانيها ضاتن آي کيون پاييني داريم.
مثلن پدرم هميشه به من ميگويد "تو به خر گفتهاي زکي".
ولي خارجيها تيز هوشان هستند. پسر همسايهمان ميگفت در آمريکا همه بلدند
انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند. ولي اينجا متعسفانه مردم کلي
کلاس زبان ميروند و آخرش هم بلد نيستند يک جملهي ساده مثل I lav u بنويسند. واقعن جاي
تعسف دارد.
اين بود انشاي من
در مدح شروانشاه اختسان بن منوچهر
|
سر خیل سپاه تاجداران |
|
سر جمله جمله شهریاران |
|
خاقان جهان ملک معظم |
|
مطلق ملک الملوک عالم |
|
دارنده تخت پادشاهی |
|
دارای سپیدی و سیاهی |
|
صاحب جهت جلال و تمکین |
|
یعنی که جلال دولت و دین |
|
تاج ملکان ابوالمظفر |
|
زیبنده ملک هفت کشور |
|
شروانشه آفتاب سایه |
|
کیخسرو کیقباد پایه |
|
شاه سخن اختسان که نامش |
|
مهریست که مهر شد غلامش |
|
سلطان به ترک چتر گفته |
|
پیدا نه خلیفه نهفته |
|
بهرام نژاد و مشتری چهر |
|
در صدف ملک منوچهر |
|
زین طایفه تا به دور اول |
|
شاهیش به نسل دل مسلسل |
|
نطفهاش که رسیده گاه بر گاه |
|
تا آدم هست شاه بر شاه |
|
در ملک جهان که باد تا دیر |
|
کوته قلم و دراز شمشیر |
|
اورنگ نشین ملک بینقل |
|
فرمانده بینقیصه چون عقل |
|
گردنکش هفت چرخ گردان |
|
محراب دعای هفت مردان |
|
رزاق نه کاسمان ارزاق |
|
سردار و سریر دار آفاق |
|
فیاضه چشمه معانی |
|
دانای رموز آسمانی |
|
اسرار دوازده علومش |
|
نرمست چنانکه مهر مومش |
|
این هفت قواره شش انگشت |
|
یک دیده چهار دست و نه پشت |
|
تا بر نکشد ز چنبرش سر |
|
مانده است چو حلقه سر به چنبر |
|
دریای خوشاب نام دارد |
|
زو آب حیات وام دارد |
|
کان از کف او خراب گشته |
|
بحر از کرمش سرای گشته |
|
زین سو ظفرش جهان ستاند |
|
زان سو کرمش جهان فشاند |
|
گیرد به بلا رک روانه |
|
بخشد به جناح تازیانه |
|
کوثر چکد از مشام بختش |
|
دوزخ جهد از دماغ لختش |
|
خورشید ممالک جهانست |
|
شایسته بزم و رزم از آنست |
|
مریخ به تیغ و زهره با جام |
|
بر راست و چپش گرفته آرام |
|
زهره دهدش به جام یاری |
|
مریخ کند سلیح داری |
|
از تیغش کوه لعل خیزد |
|
وز جام چو کوه لعل ریزد |
|
چون بنگری آن دو لعل خونخوار |
|
خونی و مییست لعل کردار |
|
لطفش بگه صبوح ساقی |
|
لطفیست چنانکه باد باقی |
|
زخمش که عدو به دوست مقهور |
|
زخمیست که چشم زخم ازو دور |
|
در لطف چو باد صبح تازد |
|
هرجا که رسد جگر نوازد |
|
در زخم چو صاعقه است قتال |
|
بر هر که فتاد سوخت در حال |
|
لطف از دم صبح جان فشانتر |
|
زخم از شب هجر جانستانتر |
|
چون سنجق شاهیش بجنبد |
|
پولادین صخره را بسنبد |
|
چون طره پرچمش بلرزد |
|
غوغای زمین جوی نیرزد |
|
در گردش روزگار دیر است |
|
کاتش زبر است و آب زیر است |
|
تا او شده شهسوار ابرش |
|
بگذشت محیط آب از آتش |
|
قیصر به درش جنیبه داری |
|
فغفور گدای کیست باری |
|
خورشید بدان گشادهروئی |
|
یک عطسه بزم اوست گوئی |
|
وان بدر که نام او منیر است |
|
در غاشیه داریش حقیر است |
|
گویند که بود تیر آرش |
|
چون نیزه عادیان سنان کش |
|
با تیر و کمان آن جهانگیر |
|
در مجری ناوک افتد آن تیر |
|
گویند که داشت شخص پرویز |
|
شکلی و شمایلی دلاویز |
|
با گرد رکابش ار ستیزد |
|
پرویز به قایمی بریزد |
|
بر هر که رسید تیغ تیزش |
|
بربست اجل ره گریزش |
|
بر هر زرهی که نیزه رانده |
|
یک حلقه در آن زره نمانده |
|
زوبینش به زخم نیم خورده |
|
شخص دو جهان دو نیم کرده |
|
در مهر چو آفتاب ظاهر |
|
در کینه چو روزگارقاهر |
|
چون صبح به مهر بینظیر است |
|
چون مهر به کینه شیر گیر است |
|
بربست به نام خود به شش حرف |
|
گرد کمر زمانه شش طرف |
|
از شش زدن حروف نامش |
|
بر نرد شده ندب تمامش |
|
گر دشمن او چو پشه جو شد |
|
با صرصر قهر او نکو شد |
|
چون موکب آفتاب خیزد |
|
سایه به طلایه خود گریزد |
|
آنجا که سمند او زند سم |
|
شیر از نمط زمین شود گم |
|
تیرش چو برات مرگ راند |
|
کس نامه زندگی نخواند |
|
چون خنجر جزع گون برآرد |
|
لعل از دل سنگ خون برآرد |
|
چون تیغ دو رویه بر گشاید |
|
ده ده سر دشمنان رباید |
|
بر دشمن اگر فراسیابست |
|
تنها زدنش چو آفتابست |
|
لشگر گره کمر نبسته |
|
کو باشد خصم را شکسته |
|
چون لشگر او بدو رسیده |
|
از لشگر خصم کس ندیده |
|
صد رستمش ارچه در رکابست |
|
لشکر شکنیش ازین حسابست |
|
چون بزم نهد به شهر یاری |
|
پیدا شود ابر نو بهاری |
|
چندان که وجوه ساز بیند |
|
بخشد نه چنانکه باز بیند |
|
چندان که به روزی او کند خرج |
|
دوران نکند به سالها درج |
|
بخشیدن گوهرش به کیل است |
|
تحریر غلام خیل خیل است |
|
زان جام که جم به خود نبخشید |
|
روزی نبود که صد نبخشید |
|
سفتی جسد جهان ندارد |
|
کز خلعت او نشان ندارد |
|
یا جودش مشک قیر باشد |
|
چینی نه که چین حقیر باشد |
|
گیرد به جریده حصاری |
|
بخشید به قصیده دیاری |
|
آن فیض که ریزد او به یک جوش |
|
دریاش نیاورد در آغوش |
|
زر با دل او که بس فراخست |
|
گوئی نه زر است سنگلاخست |
|
گر هر شه را خزینه خیزد |
|
شاه اوست گر او خزینه ریزد |
|
با پشهای آن چنان کند جود |
|
کافزون کندش ز پیل محمود |
|
در سایه تخت پیل سایش |
|
پیلان نکشند پیل پایش |
|
دریای فرات شد ولیکن |
|
دریای روان فرات ساکن |
|
آن روز که روز بار باشد |
|
نوروز بزرگوار باشد |
|
نادیه بگویم از جد و بخت |
|
کو چون بود از شکوه بر تخت |
|
چون بدر که سر برآرد از کوه |
|
صف بسته ستاره گردش انبوه |
|
یا چشمه آفتاب روشن |
|
کاید به نظاره گاه گلشن |
|
یا پرتو رحمت الهی |
|
کاید به نزول صبحگاهی |
|
هر چشم که بیند آنچنان نور |
|
چشم بد خلق ازو شود دور |
|
یارب تو مرا کاویس نامم |
|
در عشق محمدی تمامم |
|
زان شه که محمدی جمالست |
|
روزیم کن آنچه در خیالست |
از این به بعد برای شما دوستان عزیز آموزش
Yahoo را در وبلاگ قرار خواهم داد.
با استفاده از نرم افزارYahoo Messenger علاوه بر گفتگو با دوستان و آشنایان همچنین می توانید از سرویسهای سودمند سایتYahoo بهره مند شوید .
بعد از نصب ، برنامهYahoo را اجرا کنید . اگر برای اولین بار است که واردYahoo می شوید باید یکID و یکPassword برای خودتان انتخاب کنید . برای اینکار در پنجرهLogin بر روی دکمهGet a Yahoo ID کلیک نمایید .
گزینه Create a New Yahoo ID را انتخاب و بر روی دکمه Next کلیک نمایید تا صفحه ای به نام personal Account Informationظاهر شود ، مشخصات خود را از قبیل نام ، نام خانوادگی ، جنسیت و غیره را وارد نمایید و سپس بر روی دکمه Next کلیک نمایید .
پنجره بعدی که مشاهده می کنید پنجره Create Your Yahoo ID است که ظاهر می گردد در این قسمت میتوانید ID خود را انتخاب کنید . در این قسمت Yahoo به شما چند ID که به نام و نام خانوادگی شما نزدیک است و توسط شخص دیگری نیز گرفته نشده پیشنهاد می کند ، و می توانید هر یک از آنها را انتخاب نمایید . همچنین میتوانید با انتخاب گزینه ID ،Own Create Myدلخواه خود را تایپ نمایید و سپس در قسمت Passwordو در قسمتPassword Retry مجدداً رمز عبور خود را وارد نمایید . سعی کنید رمز عبوری که انتخاب می کنید ترکیبی از حروف و اعداد باشد . حال بر روی دکمه Next کلیک کنید.
بعد از کلیک بر روی دکمه Next پنجره ای ظاهر می شود در قسمت Question We Will Ask سئوالی را که در صورت فراموش کردن Password پرسیده می شود را انتخاب و جواب آن را بنویسید . روز ، ماه و سال تولد خود را به ترتیب Type کنید ، در کادرCurrent Email Address یک آدرس پست الکترونیکی که در سایت دیگر دارید (به طور مثال درHotmail ) را وارد نمایید و بر روی دکمه Next کلیک نمایید .
در مرحله پایانی بر روی دکمه Finish کلیک نمایید تا عملیات پایان پذیرد . در صفحه Login بر روی دکمه Login کلیک نمایید تا بتوانید از Yahoo Messenger استفاده نمایید.
در این ترفند قصد داریم روشی بسیار جالب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن خودتان میتوانید بدون نیاز به اطلاعات پیچیده کامپیوتری و نرم افزار خاصی و تنها از طریق رجیستری ویندوز قسمتهای اساسی ویندوز را فارسی کنید. این ترفند روی تمامی نسخه های ویندوز قابل اجراست.
برای این کار:
از منوی Start وارد Run شوید و در آن عبارت regedit را وارد کنید Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.
اکنون به آدرس زیر بروید برای ویندوز اکس پی
HKEY_USERS > S-1-5-21-515967899- 1454471165- 839522115- 1003 > Software > Microsoft > Windows > ShellNoRoam > MUICache
اکنون به آدرس زیر بروید برای ویندوز ویستا
HKEY_USERS > S-1-5-21-3848882638 -3234196439- 1274506236- 1000_Classes > Local Settings > Software > Microsoft > Windows > Shell > MuiCache
حالا در قسمت سمت راست رجیستری ، شما میتوانید تمامی اطلاعات زبان را مشاهده کنید. کافی است روی هر کدام از آنها دوبار کلیک کنید و در پنجره جدید و قسمت Value Data به جای نام انگلیسی آن ، نام فارسی مورد نظر خودتان را بنویسید. نهایتأ OK را بزنید و کامپیوتر را ریستارت (خاموش - روشن) کنید تا تغییرات اعمال شود.
منبع تغذيه، يك دستگاه الكتريكي است كه مسئول تأمين و تنظيم جريان الكتريكي در رايانه مي باشد. اين قطعه به صورت جعبه اي بزرگ و مستقل در جعبه رايانه قرار دارد و بيشتر خرابي ها را در رايانه به وجود مي آورد.
كار منبع تغذيه اين است كه ولتاژ متناوب (اي سي، Alternate Current) را تبديل به ولتاژ مستقيم (دي سي، Direct Current) مي كند.
انواع منبع تغذيه
منبع تغذيه داراي ابعاد و شكل هاي مختلفي مي باشند، كه بايد با جعبه و مادربرد نصب شده در داخل جعبه رايانه همخواني و سازگاري داشته باشد. بنابراين، اين سه قطعه بايد از يك نوع باشند. انواع اين اجزاء عبارتند از:
۱- XT
۲- AT desk خوابيده يا روميزي
۳-AT tower برجي يا ايستاده
۴- Baby AT
۵- Rectifierباريك، نقلي
۶- ATX
زماني كه رايانه XT توسط شركت آي بي ام به بازار عرضه شد منبع تغذيه آن شبيه منبع تغذيه هاي قبلي بود، درصورتي كه توان خروجي آنها دو برابر قبلي ها بود. پس از آن زماني كه آي بي ام رايانه AT را ساخت از يك منبع تغذيه بزرگتر براي آن استفاده نمود كه داراي اشكال مختلفي بود. از اين نوع منبع تغذيه استقبال زيادي شد تا جايي كه هنوز نيز در سيستم هاي امروزي از آن استفاده مي شود.
نوع برجي يا ايستاده سيستم هاي AT مشابه سيستم هاي خوابيدهAT است. مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي روميزي با مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي برجي فرقي ندارد. تنها فرق آنها كليد هاي برق در مكانهاي متفاوت مي باشد. نوع ديگري از AT وجود دارد كه كوچكتر از نوع ايستاده مي باشد و منبع تغذيه آن نيز كوچك مي باشد، كه بچه اي تي نام دارد. منبع تغذيه جعبه هاي نقلي نيز از نظر مشخصات ظاهري با ساير منبع تغذيه ها تفاوت دارند. در اين نوع جعبه ها مادربردها داراي استاندارد مشخصي نيستند، اما منبع تغذيه آنها داراي استانداردهاي مشخصي است و قابل تعويض نيز مي باشد.
منبع تغذيه ATX مانند منبع تغذيه نقلي مي باشد، بنابراين، اين دو قابل جابجايي مي باشند. نوع منبع تغذيه ATX داراي مشخصات و مزاياي زير مي باشد:
۱- سيگنال هاي (a) روشن بودن - Power on و سيگنال هاي (b) توقفStandby (Soft Power) ۵ V در اين نوع منبع تغذيه وجود دارد.
۲- امكان حذف گرماگير (Heat Sink) از روي پردازنده در اين نوع وجود دارد.
۳- مادربردها در اين نوع حاوي قطعاتي به نام تنظيم گر (Regulator) جهت توليد ولتاژ ۳/۳ ولتي نمي باشند به اين علت كه رابط منبع تغذيه به مادربرد ،خود داراي ولتاژ ۳/۳ ولت است.
۴- تهويه به سمت داخل منبع تغذيه صورت مي گيرد تا مادربرد خنك شود. اين كار خود باعث خنك شدن قطعات داخلي و تميز شدن سطح قطعات داخلي مي گردد.
۵- فيش اتصال منبع تغذيه مادربرد۲۰ پايه اي است و امكان اتصال برعكس آن وجود ندارد.
منبع تغذيه داراي ولتاژهاي گوناگون با توان هاي مختلف مي باشند مانند:
۱- ولتاژ ۵+ ولت: اين نوع ولتاژ توسط تمام مادربردها، مدارها و وسايل جانبي رايانه مورد استفاده قرار مي گيرد و رنگ سيم هاي آنها قرمز مي باشد.
۲- ولتاژ ۱۲+ ولت: موتور هاردديسك و وسايل مشابه با آن از اين ولتاژ استفاده مي كنند كه در مادربردهاي جديدتر ديگر آن را به كار نمي برند. مدارهاي درگاه هاي سريال نيز از اين ولتاژ استفاده مي كنند. سيم آن نيز معمولاً زرد رنگ است و گاهي اوقات به رنگ قرمز نيز ديده مي شود.
۳- ولتاژ هاي ۵- و ۱۲- ولت: اين دو ولتاژ در رايانه هاي قديمي وجود داشت، اما اكنون در منبع تغذيه ها نصب مي شوند. اين دو داراي جرياني كمتر از يك آمپر هستند.
۴- ولتاژ ۳/۳+ ولت: پردازنده هاي جديد از ولتاژ ۳/۳ ولت و يا كمتر استفاده مي كنند، در صورتي كه پردازنده هاي قديمي از ولتاژ ۵+ استفاده مي كردند. در پردازنده هاي جديد ولتاژ مورد نياز پردازنده مستقيماً توليد مي شود و بنابراين در هزينه مصرف انرژي صرفه جويي مي شود و از حرارت نيز كاسته مي شود.
۵- سيگنال هاي صحت ولتاژ (قدرت مطلوب): پس از روشن شدن سيستم، منبع تغذيه به مقداري زمان احتياج دارد تا به سطح ولتاژ مفيد و مطلوب برسد و اگر سيستم شروع به كار كند و منبع تغذيه بعد از آن به كار افتد اتفاقات بدي رخ خواهد داد.
براي اينكه رايانه قبل از آمادگي منبع تغذيه روشن نگردد سيگنالي به نام (Power good) درستي ولتاژ و يا قدرت مطلوب به مادربرد ارسال مي شود.
تا قبل از رسيدن آن مادربرد كاري انجام نمي دهد و در صورتي كه مشكلي در برق به وجود آيد و جرقه اي توليد شود منبع تغذيه اين سيگنال را قطع مي كند و مادربرد كار نخواهد كرد.
۶- سيگنال روشن بودن: در منبع تغذيه هاي جديد تابعي تعريف شده است كه به وسيله نرم افزارها مي توان منبع تغذيه را كنترل نمود. اين سيگنال با عنوان روشن بودن و يا تأمين قدرت (Power On) مادربرد را كنترل مي كند و باعث روشن شدن منبع تغذيه مي شود.
۷- سيگنال ۵+ ولتي توقف Standby ۵ V : اين ولتاژ در حالت خاموش بودن رايانه وجود دارد، اين سيگنال به صورت نرم افزاري در حالت خاموش بودن رايانه آن را روشن مي كند.
اجزاء سازنده منبع تغذيه
۱- مبدل: كه ولتاژ را تغيير مي دهد.
۲- يك سو كننده: جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند.
۳- صافي يا پالايشگر: امواج را مي گيرد.
منبع تغذيه قبل از روشن شدن رايانه چند آزمايش انجام مي دهد، سپس در صورت صحيح بودن سيستم سيگنال را به مادربرد مي رساند. اين حالت حفظ مي شود و در صورتي كه به هر علتي از بين برود دستگاه ريست مي شود.
منبع تغذيه به دو صورت خطي و كليدي طراحي مي شود كه نوع خطي ترانس هاي بزرگتر دارند و نوع كليدي از نظر اندازه و وزن و انرژي بهتر از خطي مي باشند. منبع تغذيه هاي خوب يك مقاومت دارند كه از خراب شدن آن جلوگيري مي كند.

یکی از رایج ترین کارهایی که تایپیست های حرفه ای انجام میدهند کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن تایپ شده است. شما نیز میتوانید با استفاده از این ترفند متون خود را در داخل ویندوز بکشید.
همانند این عبارت
وبــــــــــــــــلـــــــــــــاگــــــــــــــ شـــــــــــــــکـــــــــــــــلـــــــــــاتـــــــــــــــــــ
برای این کار
کافی است در هر مکانی از ویندوز ، زبان ویندوز را روی فارسی تنظیم کنید.
سبب نظم کتاب
|
روزی به مبارکی و شادی |
|
بودم به نشاط کیقبادی |
|
ابروی هلالیم گشاده |
|
دیوان نظامیم نهاده |
|
آیینه بخت پیش رویم |
|
اقبال به شانه کرده مویم |
|
صبح از گل سرخ دسته بسته |
|
روزم به نفس شده خجسته |
|
پروانه دل چراغ بر دست |
|
من بلبل باغ و باغ سرمست |
|
بر اوج سخن علم کشیده |
|
در درج هنر قلم کشیده |
|
منقار قلم به لعل سفتن |
|
دراج زبان به نکته گفتن |
|
در خاطرم اینکه وقت کار است |
|
کاقبال رفیق و بخت یار است |
|
تا کی نفس تهی گزینم |
|
وز شغل جهان تهی نشینم |
|
دوران که نشاط فربهی کرد |
|
پهلو ز تهی روان تهی کرد |
|
سگ را که تهی بود تهی گاه |
|
نانی نرسد تهی در این راه |
|
برساز جهان نوا توان ساخت |
|
کانراست جهان که با جهان ساخت |
|
گردن به هوا کسی فرازد |
|
کو با همه چون هوا بسازد |
|
چون آینه هر کجا که باشد |
|
جنسی به دروغ بر تراشد |
|
هر طبع که او خلاف جویست |
|
چون پرده کج خلاف گویست |
|
هان دولت گر بزرگواری |
|
کردی ز من التماس کاری |
|
من قرعه زنان به آنچنان فال |
|
واختر به گذشتن اندران حال |
|
مقبل که برد چنان برد رنج |
|
دولت که دهد چنان دهد گنج |
|
در حال رسید قاصد از راه |
|
آورد مثال حضرت شاه |
|
بنوشته به خط خوب خویشم |
|
ده پانزده سطر نغز بیشم |
|
هر حرفی از او شکفته باغی |
|
افروختهتر ز شب چراغی |
|
کای محرم حلقه غلامی |
|
جادو سخن جهان نظامی |
|
از چاشنی دم سحر خیز |
|
سحری دگر از سخن برانگیز |
|
در لافگه شگفت کاری |
|
بنمای فصاحتی که داری |
|
خواهم که به یاد عشق مجنون |
|
رانی سخنی چو در مکنون |
|
چون لیلی بکر اگر توانی |
|
بکری دو سه در سخن نشانی |
|
تا خوانم و گویم این شکربین |
|
جنبانم سر که تاج سر بین |
|
بالای هزار عشق نامه |
|
آراسته کن به نوک خامه |
|
شاه همه حرفهاست این حرف |
|
شاید که در او کنی سخن صرف |
|
در زیور پارسی و تازی |
|
این تازه عروس را طرازی |
|
دانی که من آن سخن شناسم |
|
کابیات نو از کهن شناسم |
|
تا ده دهی غرایبت هست |
|
ده پنج زنی رها کن از دست |
|
بنگر که ز حقه تفکر |
|
در مرسله که میکشی در |
|
ترکی صفت وفای مانیست |
|
ترکانه سخن سزای ما نیست |
|
آن کز نسب بلند زاید |
|
او را سخن بلند باید |
|
چون حلقه شاه یافت گوشم |
|
از دل به دماغ رفت هوشم |
|
نه زهره که سر ز خط بتابم |
|
نه دیده که ره به گنج یابم |
|
سرگشته شدم دران خجالت |
|
از سستی عمر و ضعف حالت |
|
کس محرم نه که راز گویم |
|
وین قصه به شرح باز گویم |
|
فرزند محمد نظامی |
|
آن بر دل من چو جان گرامی |
|
این نسخه چو دل نهاد بر دست |
|
در پهلوی من چو سایه بنشست |
|
داد از سر مهر پای من بوس |
|
کی آنکه زدی بر آسمان کوس |
|
خسروشیرین چو یاد کردی |
|
چندین دل خلق شاد کردی |
|
لیلی و مجنون ببایدت گفت |
|
تا گوهر قیمتی شود جفت |
|
این نامه نغز گفته بهتر |
|
طاووس جوانه جفته بهتر |
|
خاصه ملکی چو شاه شروان |
|
شروان چه که شهریار ایران |
|
نعمت ده و پایگاه سازست |
|
سرسبز کن و سخن نوازست |
|
این نامه به نامه از تو در خواست |
|
بنشین و طراز نامه کن راست |
|
گفتم سخن تو هست بر جای |
|
ای آینه روی آهنین رای |
|
لیکن چه کنم هوا دو رنگست |
|
اندیشه فراخ و سینه تنگست |
|
دهلیز فسانه چون بود تنگ |
|
گردد سخن از شد آمدن لنگ |
|
میدان سخن فراخ باید |
|
تا طبع سواریی نماید |
|
این آیت اگرچه هست مشهور |
|
تفسیر نشاط هست ازو دور |
|
افزار سخن نشاط و ناز است |
|
زین هردو سخن بهانه ساز است |
|
بر شیفتگی و بند و زنجیر |
|
باشد سخن برهنه دلگیر |
|
در مرحلهای که ره ندانم |
|
پیداست که نکته چند رانم |
|
نه باغ و نه بزم شهریاری |
|
نه رود و نه می نه کامکاری |
|
بر خشکی ریگ و سختی کوه |
|
تا چند سخن رود در اندوه |
|
باید سخن از نشاط سازی |
|
تا بیت کند به قصه بازی |
|
این بود کز ابتدای حالت |
|
کس گرد نگشتش از ملالت |
|
گوینده ز نظم او پر افشاند |
|
تا این غایت نگفت زان ماند |
|
چون شاه جهان به من کند باز |
|
کاین نامه به نام من بپرداز |
|
با اینهمه تنگی مسافت |
|
آنجاش رسانم از لطافت |
|
کز خواندن او به حضرت شاه |
|
ریزد گهر نسفته بر راه |
|
خوانندهاش اگر فسرده باشد |
|
عاشق شود ار نمرده باشد |
|
باز آن خلف خلیفه زاده |
|
کاین گنج به دوست در گشاده |
|
یک دانه اولین فتوحم |
|
یک لاله آخرین صبوحم |
|
گفت ای سخن تو همسر من |
|
یعنی لقبش برادر من |
|
در گفتن قصهای چنین چست |
|
اندیشه نظم را مکن سست |
|
هرجا که بدست عشق خوانیست |
|
این قصه بر او نمک فشانیست |
|
گرچه نمک تمام دارد |
|
بر سفره کباب خام دارد |
|
چون سفته خارش تو گردد |
|
پخته به گزارش تو گردد |
|
زیبا روئی بدین نکوئی |
|
وانگاه بدین برهنه روئی |
|
کس در نه به قدر او فشانده است |
|
زین روی برهنه روی مانداست |
|
جانست و چو کس به جان نکوشد |
|
پیراهن عاریت نپوشد |
|
پیرایه جان ز جان توان ساخت |
|
کس جان عزیز را نینداخت |
|
جان بخش جهانیان دم تست |
|
وین جان عزیز محرم تست |
|
از تو عمل سخن گزاری |
|
از بنده دعا ز بخت یاری |
|
چون دل دهی جگر شنیدم |
|
دل دوختم و جگر دریدم |
|
در جستن گوهر ایستادم |
|
کان کندم و کیمیا گشادم |
|
راهی طلبید طبع کوتاه |
|
کاندیشه بد از درازی راه |
|
کوتهتر از این نبود راهی |
|
چابکتر از این میانه گاهی |
|
بحریست سبک ولی رونده |
|
ماهیش نه مرده بلکه زنده |
|
بسیار سخن بدین حلاوت |
|
گویند و ندارد این طراوت |
|
زین بحر ضمیر هیچ غواص |
|
بر نارد گوهری چنین خاص |
|
هر بیتی از او چه رستهای در |
|
از عیب تهی و از هنر پر |
|
در جستن این متاع نغزم |
|
یک موی نبود پای لغزم |
|
میگفتم و دل جواب میداد |
|
خاریدم و چشمه آب میداد |
|
دخلی که ز عقل درج کردم |
|
در زیور او به خرج کردم |
|
این چار هزار بیت اکثر |
|
شد گفته به چار ماه کمتر |
|
گر شغل دگر حرام بودی |
|
در چاره شب تمام بودی |
|
بر جلوه این عروس آزاد |
|
آبادتر آنکه گوید آباد |
|
آراسته شد به بهترین حال |
|
در سلخ رجب بهثی و فی دال |
|
تاریخ عیان که داشت با خود |
|
هشتاد و چهار بعد پانصد |
|
پرداختمش به نغز کاری |
|
و انداختمش بدین عماری |
|
تا کس نبرد به سوی او راه |
|
الا نظر مبارک شاه |
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.
روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم..
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.
گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ
نتيجه
هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد
هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد
آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند. نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار کرد و گفت: "نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟" واتسون گفت:"ميليون ها ستاره مي بينم".هلمز گفت: "چه نتيجه اي مي گيري؟". واتسون گفت: "از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري ست، پس بايد اوايل تابستان باشد. از لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدري فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقي بيش نيستي! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را دزديده اند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یکی از مشکلات عمده ای که بسیاری از کاربران هنگام تایپ فارسی با آن روبرو هستند ایجاد نیم فاصله بین حروف یا کلمات است (نیم فاصله ، نصف فاصله ای است که توسط دکمه Space وارد می نمایید و به منظور نزدیکی بیشتر حروف در موارد خاص استفاده میشود). عمدتاً بسیاری از کاربران برای حل این مشکل از نرم افزارهای اصلاح صفحه کلید استفاده میکنند ، اما راه بسیار ساده تری نیز توسط خود Microsoft Word و تنها با بهره گیری از یک کلید ترکیبی وجود دارد. هم اکنون قصد دارم به معرفی این ترفند بپردازم.
برای اینکار:
کافی است هنگامی که متن فارسی را تایپ میکنید کلیدهای ترکیبی Ctrl+Shift+4 را همزمان وارد نمایید.
خواهید دید که یک نیم فاصله ایجاد شده است و میتوانید ادامه تایپ را انجام دهید.
نرم افزار Hyper Cam برنامه ای است که بوسيله آن ميتوانيد از صفحه نمايش ويندوز و عمليات آن فيلم برداری کنيد.
شش برگه در بالای نرم افزار به شرح زير ميباشد:
Screen Area
در اين بخش مشخص ميکنيم که فيلم برداری در چه محدوده ای از صفحه نمايش مونيتور انجام گيرد. بطور پيش فرض اعداد 0 در بخشهای Start x و Start y محدوده از منتها اليه بالا و سمت چپ صفحه نمايش را مشخص ميکند.
Select Region
با کليک کردن اين دگمه برنامه از ديد شما مخفی شده و ميتوانيد بوسيله موس محل شروع فيلمبرداری را مشخص کنيد.
Select Window
با کليک اين دگمه کل صفحه نمايش برای فيلمبرداری انتخاب ميشود بدون آنکه بخواهيم تنظيمات را بصورت دستی انجام دهيم.
Width
اين گزينه طول تصويربرداری را بر اساس پيکسل مشخص ميکند.
Height
اين گزينه عرض تصويربرداری را بر اساس پيکسل مشخص ميکند.
Show rectangle around recorded area
وقتی اين گزينه را فعال بگذاريد ، کادری قرمز رنگ محيط فيلمبرداری را مشخص ميکند و به راحتی خواهيد فهميد کدام قسمت از صفحه نمايش در حال فيلمبرداری است.
Make this rectangle blink
با فعال کردن اين گزينه کادر قرمز رنگ بصورت چشمک زن ظاهر خواهد شد.
Laeve HyperCam window opened
فعال بودن اين گزينه باعث ميشود به هنگام فيلمبرداری خود نرم افزار Hyper Cam نيز در فيلم نشان داده شود.
Iconize HyperCam window to the task bar
انتخاب اين گزينه باعث مخفی شدن نرم افزار شده و در فيلم برداری نشان داده نخواهد شد اما در تسک بار ويندوز برنامه مشخص ميگردد.
Hide HyperCam window
اين گزينه باعث مخفی شدن نرم افزار بطور کامل ميگردد و فقط از طريق کليدهای ميانبر قادر خواهيد بود برنامه را کنترل کنيد. ولی در عوض حتی اسم برنامه هم در فيلم برداری مشخص نخواهد شد.
Capture layered/transparent windows
انتخاب اين گزينه باعث کپچر شدن لايه ها و پس زمينه های محيط فيلم برداری ميشود.
دگمه های موجود در اين برگه عبارتند از:
Start / Stop Rec
آغاز فيلمبرداری و توقف فيلمبرداری
Resume Rec / Start Paused
ايجاد توقف موقتی و اجرای فيلم برداری بعد از توقف موقتی
Play
پخش کردن فيلم گرفته شده
Edit
ويرايش فيلم گرفته شده
Defaults
بازگرداندن تمامی تنظيمات به حالت پيش فرض اوليه
Help
راهنمای نرم افزار
Hot Keys
اين بخش کليدهای ميانبر را معرفی کرده و امکان تغيير توسط شما را ميدهد.
AVI File
برگه تنظيمات فايل خروجی
Sound
فعال يا غيرفعال کردن صدا و تنظيمات مربوط به آن
Other Options
ساير تنظيمات مثل درج کرسر موس در حين فيلمبرداری و ...
License
شماره سريال نرم افزار و دگمه به روز رسانی ، بازديد از وب سايت و ...
یک تحقیق علمی در رابطه با ساندویچ نشان میدهد:
روش میل كردن ساندویچ توسط شما میتواند بیانگر بسیاری از احساسات درونی شما و بطور كلی شناخت شخصیت شما باشد.
کدام یک از روشهای زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر میگیرید؟
1- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم میکنید؟
2- ساندویچ خود را دو لقمه میکنید؟
3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر میخورید؟
4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب میگذارید؟
5- ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان میخورید؟
۱. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم میکنید :
فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را میزند. دیگران به خوبی میدانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینههای مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگیهای شماست. دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب میکنند.
۲. چنانچه ساندویچ خود را دو لقمه میکنید :
شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان میدهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و میتوان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم میگیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل میشوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.
۳. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر میخورید :
به راحتی با دیگران دوست میشوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام میگذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز میکنید، آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت میکنند.
۴. چنانچه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب میگذارید :
آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگیهای شخصیتی شماست. در هر زمینهای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی میکنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمیزنید. دیر با کسی دوست میشوید اما دوستی هایتان پایدار است.
۵. چنانچه ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان میخورید :
شخصیتی قابل احترام دارید. سعی میکنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما میتواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبههای ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آنها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید.
خدا را شکر ...
اس ام اس ویژه روز زن
اس ام اس ویژه روز مادر
موضوع انشاء: توافتهاي ايران و خارج
شعر های لیلی و مجنون 5
آشنایی باYahoo و عضو شدن در آن
خودتان ویندوزتان را فارسی کنید !!!
آموزش سخت افزار
کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن
داستان های لیلی و مجنون قسمت چهارم
پایان نامه خرگوش !!!
حکايت شرلوک هلمز
ایجاد نیم فاصله در مایکروسافت Word
آموزش نرم افزار Hyper Cam
یک تحقیق علمی