برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
آمار روزانه سایت
»تعداد بازدیدها:
»کاربر: Admin
منوی كاربری
پیغام مدیر : این وبلاگ جهت سر گرم کردن شما با مطالب خود شروع به کار کرده است. در صورت داشتن مطلب قابل چاپ آن را به ایمیل مدیر وبلاگ ارسال کرده تا با نام خودتان در وبلاگ چاپ شود. با تشکر نیما جوان
اطلاعیه های سایت : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم
در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچهتمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد. روباه: خرگوش داريچيکار مي کني؟ خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.. روباه: جالبه، حالا موضوعپايان نامت چي هست؟ خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه روبخوره، دارم مطلب مي نويسم. روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها،روباه نمي خورند. خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابتکنم، دنبال من بيا. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتيخرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد. در همين حال،گرگي از آنجا رد مي شد. گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟ خرگوش: من دارمروي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم. گرگ: توکه تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟ خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهتثابت کنم؟ بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتي بهتنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد. در لانه خرگوش، در يک گوشه موها واستخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود. درگوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ
نتيجه هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد هيچ مهم نيستکه شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد آن چيزي که مهماست اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!